غذا خوردن

ما مجبور بودیم موقع غذا خوردن شماها را یک جوری کنترل کنیم وگرنه میومدین وسط سفره و نمیذاشتید ما غذا بخوریم اولا تویه تختتون میذاشتیم ولی دیدیم گناه دارید نگاه میکردید بعدش تویه روروک فدات بشم فاطمه

علی جون شما مامانی به روروکم قانع نبودی و اخرش از روروک درمیومدی و خودتو به سفره میرسوندی


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


غذا خوردن